Yahoo Online Status Indicator
ارتباط ما ما
انجمن سایت
جنبش تحول خواهي در حوزه

امروز 

صفحه
1
درباره

 

سلام! به« جنبش تحول خواهی در حوزه » خوش آمديد.

نویسندگان
(1) حسين مهاجر
لینکدونی
قالب رایگان
نظرسنجی
جستجو

لوگوی دوستان
 


لوگوی وبلاگ


 
 
ساعت و تقویم
 
خبرنامه

:نام 
:ایمیل 

اضافه حذف

يک گفتار کوتاه

جمعه، 23 فروردین هزار و سیصد و هشتاد و هفت


« تحول مديريت »

قبل از

« مديريت تحول »

« يك مسئله اين است كه تحول را مديريت كنيد».

    اين جمله يکي از چندين جمله اي است که رهبر انقلاب در 8 آذر به عنوان مطالبه خود از حوزه علميه مطرح کردند. استدلال ايشان هم در اين مورد چنين است:

    « بينيد آقايان و خواهران عزيز! تحول اجتناب‏ناپذير است ... تحول حتمى است، منتها تحول دو طرف دارد: تحول در جهت صحيح و درست، تحول در جهت باطل و غلط . ما بايد مديريت كنيم كه اين تحول در جهت درست انجام بگيرد.»

    حال پرسشي که مطرح مي شود اين است که چه کساني بايد سکاندار کشتي تحول باشند وآن را مديريت کنند؟ مقام معظم رهبري خود دراين زمينه فرمودند:

    «اين وظيفه‏ى مؤثرين در حوزه است. مديران حوزه، فضلاى حوزه، صاحبنظران حوزه بايد همتشان اين باشد. ازتحول نبايد گريخت ».

    اما پرسش دوم: آيا تمام «مديران حوزه» ،«فضلاي حوزه» و«صاحبنظران حوزه» صلاحيت ، دانايي و توانايي کافي را براي برعهده گرفتن اين امر خطير در اختيار دارند؟

   طبعاً حوزه علميه تا امروز توسط مديراني اداره شده است. راه دوري نمي رويم.تنها ده سال اخير را نگاه مي کنيم. در اين مدت مديران و فضلا وصاحبنظران بسياري آمده اند ، که برخي گرچه شايد صاحب پست رسمي نبوده اند ،اما  نظراتشان در حوزه نافذ است ، برخي ديگر نيز بزرگوارانه قبول مسؤوليت کردند و در شوراي عالي و يا مرکز مديريت حوزه به عنوان مدير يا معاونين بلند پايه حوزه به اداره آن پرداختند. تعدادي رفته اند وتعدادي هنوز خدمتگزار حوزه هستند.

    نگاهي به کارنامه مجموعي عملکرد مسؤولين حوزه در همين ده سال اخير نشان مي دهد که حوزه به بسياري از اهداف واقعي اش نرسيده  و کمي از زمان عقب مانده است.

گرچه اين مطلبي مشهود است ونيازي به استدلال ندارد. اما به سادگي مي توانيد با توجه به فرمايش رهبري درباره مسؤوليت حوزه وروحانيت که:« مسؤول دينداري مردم روحانيت است ،روحانيت هم مولود وساخته دست حوزه علميه است ... » اگر در مقايسه اي ابتدا کميت وکيفيت دينداري و بي ديني مردم را مشاهده کرده وسپس باتوجه به  مسؤوليت روحانيت در اين  باره  وبعد از آن مسؤوليت حوزه علميه که والد و سازنده همان روحانيت است بسنجيم ،به راحتي  وبدون دردسر در مي يابيم که مديران حوزه در انجام وظيفه اصلي خود يا سهل انگاري کرده اند و يا ناتوان بوده اند(اگر نگوييم خدايي نکرده درک درستي از اوضاع نداشته اند ويا داشته اند و...).

    از سويي رهبر انقلاب ابتدا « وضع موجود» ِمديريت حوزه را ، يعني همان آشي که توسط همه عملکردها وسياست گذاري هاي مؤثرين ِ امروز وديروز حوزه پخته شده، به اين صورت ترسيم نمودند: «اگر ... به وضع موجود راضى باشيم؛ به همينى كه حالا حوزه را يك جورى اداره كنيم ...»  سپس برآيند وسرانجام  تمام سستي هاي مديران فعلي حوزه را به زيبايي در يک جمله خلاصه کرده و صراحتاً تأکيد کردند:«... به اين اگر قناعت كنيم ، فردا يا حوزه‏اى نداريم يا حوزه‏اى رو به انحطاط خواهيم داشت ».

    از آنجا که مي دانيم رهبري در گذشته نيز مطالباتي از مسؤولين فعلي حوزه داشته اند (از سال 68 تا امروز) و آقايان هم عملاً کاري از پيش نبرده اند نيز نمي توانند عذري به عدم انتباه  ويا عدم امکانات لازم بياورند( زيرا از طرفي رهبري پي در پي گوشزد مي نمود واز سوي ديگرفرصت و امکانات کافي هم داشته اند)، نتيجه آن شده که حضرت آيت الله خامنه اي در طليعه بيانات 8 آذر 86 فرمودند:

    « از پيشنهادهائى كه بنده در طول اين سالها درباره‏ى حوزه‏ى علميه كردم، چه در مجامع عام كه با طلاب و فضلا و مدرسين جلسه داشتيم و صدها، گاهى هزارها نفر در آن شركت داشتند؛ چه در جلسات كوچك و خصوصى‏تر كه با بعضى از مسئولين حوزه يا بزرگان حوزه يا مراجع يا فضلا داشتيم و پيشنهادهائى دائم مطرح شده و گفته شده، خيلي هايش تا حالا تحقق پيدا نكرده، يا به صورت نيمه‏كاره و نيمه‏راهه تحقق پيدا كرده است ».

    پس اين افراد کساني نيستند که بتوانند فاعل مصدر « مديريت تحول» باشند و بايد قبل از اين که از اين عبارت استفاده اي ابزاري و تبليغاتي کنند و آن را همچون پتکي بر سر  طلاب جوان تحول خواه بکوبند، عاقلانه پاها را پس کشيده و شجاعانه عدم کفايت خود را اعلام کنند.

    وضروري است که علما و بزرگان جامعه محترم مدرسين نيز براي رسيدن به «مديريت تحول» ابتدا به «تحول مديريت» بيانديشند و براي اين امر  حتماً به فکر افرادي دانا، توانا، مطيع رهبري و پاسخگوي به طلاب باشند. که اگر چنين نشود باز با همان آش وهمان کاسه اي سروکار خواهيم داشت که ماحصل مشروطه تحول خواهان در سال 6۷ شد و به سرنوشت مشروطه تاريخي ملت ايران دچار شد.

    واز ياد نبريد که روز 8 آذر سال 1386 در حسينيه امام خميني(ره) از زبان نائب امام زمان(عج) اين جملات را هم شنيدند:

    «... اساسنامه نوشته شود، نظامنامه نوشته شود، چشم‏انداز نوشته شود؛ در بيانات آقايان بود. همه‏اش هم خوب است، همه‏اش هم درست است؛ مُنتها هيچكدام از اينها بدون يك مديريت كارآمد امكان پذير نيست. كليد همه‏ى اقدامهاى مثبت سازمان يافته‏ى قابل انتظارِ نتيجه كه آدم بتواند نتيجه را از آنها انتظار ببرد، مديريت است».


آرشیو موضوعی
(1) General
(0) پست های انتقالی
آرشیو

پیوندها
گالری عکس

تالار گفتمان

آمار وبلاگ

  


بازديد هاي امروز : 1
بازديد هاي ديروز : 1
بازديد هاي این ماه : 126
كل مطالب : 1
كل بازديد ها : 126
ايجاد صفحه : 0.09375 ثانیه

 

.
چت باکس  
 

RSS

 

.
تمام حقوق مادی و معنوی برای نویسنده محفوظ است.